تبليغاتX
پرواز امیر

پرواز امیر

خوشا پرنده که بی واژه شعر می گوید...

این که نتونستیم "هم صدا" داد بزنیم حرف دلمون رو.. خیلی هم بد نشد وقتی تونستیم "همراه" بشیم یه مسیر طولانی اما نزدیک رو..

هر کی ندونه یا نخواد که بدونه.. "ما"هایی که اون روز اونجا بودیم.. باهم راه افتادیم. چشمامون از دیدن هم برق زد و دلامون گرم شد.. با هم خندیدیم و بغض کردیم.. با هم دویدیم.. فرار کردیم.. رفتیم تو دلشون.. چشامون اشک شد.. دلامون خون.. سرفه کردیم و پیچیدیم تو کوچه پس کوچه ها نه که فرار کنیم.. دور بزنیم اونارو که باز بیفتیم تو خیابون اصلی.. تو مسیر آزادی..

"ما"ها می دونیم که چه قدر دلامون از روز اولی که پا گذاشتیم تو این مسیر به هم نزدیک تر شده.. می دونیم که هرچی می نویسن و میگن.. هر چی نشون میدن و سرهم میکنن.. هرچی داد میزنن و مشت میکنن دستاشونو.. هرچی پرچم ایرانمونو مصادره میکنن تو جمع خوداشون.. هرچی تو این نمازای جمعه هوار میکشن که فلان و فلان و فلان.. هرچی شهیدای خودمونو برمیدارن باره خودشون براش کارت بسیج درست می کنن یه روزه.. هر چی هر چی هر چی................... از ترس شونه... ماها اینو خوب میدونیم ..

+ نوشته شده در  Thu 17 Feb 2011ساعت 6:22 PM  توسط امير  | 

به خاطر اون چیزی که من اسمشو گذاشته بودم رفاقت

 

به خدا نمیدونم چرا هنوز اون که تو دلم برا خودم میخواستم رو داره بت می گم .. ولی تو اندفعه مرد باش اونی که تو دلته رو برا من نخواه پسر..

+ نوشته شده در  Tue 15 Jun 2010ساعت 2:34 AM  توسط امير  | 

برنامه ریزی

قبل ترا : امتحانا که هیچ کاریش نمیشه کرد.. ۲۲ خرداد.. هوم ایشالا میرم.. فوتبالم که فقط بازی های آرژانتین علی الحساب..

الان : از صبح نشستم که کی بازی شروع میشه.. بازی شروع شد.. خب الانم تموم شد... گور پدر امتحانا و امروز و دروازبان نیجریه...

+ نوشته شده در  Sat 12 Jun 2010ساعت 9:5 PM  توسط امير  | 

ما

گفتی من ندارد٬ تو ندارد

گفتی ما٬ من و تو ندارد

نمی دانستی ما

میم دارد و الف...

پی نوشت : میم اش که هنوز منم.. الف را اما.... نمیدانم .

+ نوشته شده در  Fri 19 Feb 2010ساعت 7:1 PM  توسط امير 

درد

چه قدر این روزها ته همه ی جمله هایم می گویم همین.

چه قدر "درد" دارد با خودش این همین.

پی نوشت : چه قدر سیگار روی سیگار..

+ نوشته شده در  Wed 17 Feb 2010ساعت 3:54 PM  توسط امير